تبليغاتX
تاریخ و فولکولور

آیین برهمایی

نظام طبقاتی و خدایان مورد پرستش

پیروان آیین برهمایی در عصر کنونی هندو نامیده می شوند اگرچه که این نام صحیحی نیست و هیچ رابطه ای با دین برهمایی ندارد. هندوییسم در زمان ما افراد زیادی را به خود جلب کرده است از جمله مسلمانان که به دلیل بی اطلاعی از آیین اسلام و همچنین نا آگاه بودن از اصول ادیان دیگر مخصوصا دین برهمایی یا هندو به این آیین و مروجان آن گرویده می شوند.

اگرچه برخی از هندوان به دروغ خود را یکتا پرست معرفی می کنند آن هم برای جلب نظر مسلمانان و سایر ادیان یکتاپرست است اما در حقیقت هندوییسم بر پایه ی چند خدا بنا شده است. در راس مثلث ۳ خدای برهما- ویشنو و شیوا قرار دارند که هرکدام چندین زن و چندین فرزند دارند و زنان آنها خدای مونث یا الهه نامیده می شوند و فرزندان مذکر آنها خدا محسوب می شوند.

سه خدای برهمایی عبارتند از :

۱. برهما( خدای بزرگ و خالق موجودات و جهان)

۲. ویشنو (محافظ . آمر کائنات)

۳.شیوا (مخرب و خراب کننده موجودات)

شهر مقدس برهماییان (( بنارست)) در کنار رود مقدس گنگ واقع شده است .

 ویشنو

اگر شما از هندوان سوال کنید که بلاخره چه کسی اول خدا بود از میان این همه خدا ؟ و چه کسی دنیا را خلق کرد هر کس جواب متفاوتی به شما می دهد و هیچ یک هم نمی داند که چرا و چگونه. در آیین هندو سوال پرسیدن امری محال است و زمانیکه از یک هندو بپرسید چرا بت می پرستد ؟ او با تمسخر جواب می دهد که مگر می شود خدایی را پرستید که دیده نمی شود؟ آنها چیزهایی را می پرستند که می توانند ببینند و این تنها به خدایان دریا و کوه و آتش و باران و یا ارکان طبیعت محدود نیست بلکه خدایان مهمتری هم هستند که از روزگار بسیار کهن در هندوستان پرستش می شده اند از جمله - لینگا- و -لینگم -که در زبان سنسکرین به معنی آلت ت-نا-سلی مرد و زن می باشند.

 

 لینگا

تمامی خدایان به همراه خانواده هایشان همواره از چوب و سنگ و فلز و ...ساخته شده و در فروشگاهها به فروش می رسند . برای اعیادی مثل دورگا پوجا و یا گانش چاتورچی بتهای غول آسایی از این خدایان از گل رس ساخته و رنگ می شود و بعد لباس پوشانده می شوند و برای مدت خاصی پرستیده شده و سپس آنها را در شهر می چرخانند و به رودخانه می دهند.مردم به یکدیگر خدا هدیه می دهند و هر خانواده معبد خانگی خود را در گوشه ای به نام اتاق عبادت دارد و معماران هندو خانه ها را بر اساس جایگاه این بتکده های خانگی می سازند.

در پاسخ به اینکه چرا چنین کار بیهوده ای را با چنین هزینه هایی متحمل می شوید می گوییند که خدایان به دیدن ما آمده بودند و حالا دارند بر می گردند به خانه هایشان!

توجه داشته باشید که این خدایان را با دست خود می سازند و شکل می دهند و لباس می پوشانند و راه می برند و به عنوان خالق خود می پرستند .

کاست سیستم

خدایان همه ی مردم را به یک چشم نگاه نمی کنند و همواره طبقات بالا هستند که می توانند به بتها نزدیک شده و به آنها لباس بپوشانند و این طبقات از- برهمنان- و -شاتریا -و- بانیاز- و .... هستند که برای هزاران سال از ثروتهای فراوان و موقعیتهای فراوان در هند استفاده کرده و تمامی قدرتهای جامعه را به دست دارند.

سایر مردم که از طبقات پایین جامعه هستند نمی توانند به خدایان طبقات بالا نزدیک شده و یا داخل معبدهایشان شوند . آنها باید خدایانی برای خود بسازند و برای خود جداگانه پرستش کنند.

پایین ترین طبقه که به اصطلاح- نجسها- هستند اصلا هیچ گونه حق و حقوقی به عنوان انسان نداشته و همیشه به صورت حیوانات زندگی می کنند و رفتار می شوند. اگرچه در زمان استقلال هند تلاشهای زیادی انجام شد که وضعیت مردم نجس بهبود حاصل کند اما فقط در حد حرف و قوانین روی کاغذ بود و تا امروز نجسها جزو انسان حساب نمی شوند.

این سیستم وحشتناک جامعه را -کاست- می نامند که در سنسکریت -وارنا -نامیده می شود و دقیقا همان سیستمی است که در زمان ساسانیان در ایران پیش از اسلام اجرا می شد و زاییده ی فرهنگ آریایی است .

در آیین برهمایی نمی توان یک خدا را انتخاب کرد و پرستید بلکه باید همزمان به همه ی این خدایان ایمان داشت اما می توان یک یا چند خدا را به عنوان خدای اول و دوم انتخاب کرد و بیشتر به معابد آنها رفت.

هر خدا معبد جدای خود را دارد و در هر خیابان دهها معبد ساخته می شود. بتها در جیب لباسها و در داشبرد ماشینها نگهدای می شوند تا از صاحبان خود محافظت کنند!! زیرا وقتی خدا را باید دید تا پرستید باید همه جا او را با خود حمل کرد در غیر این صورت آن بت قادر نیست که شما را ببیند و صدای شما را بشنود.

در معبد پس از صحبت با بت ها باید حتما زنگ معبد را به صدا در آورد تا خدا که در کوهای هیمالایا زندگی می کند صدای زنگ را شنیده و برای بر آوردن حاجت شما به سوی شما بیاید!

این خدایان بخش اصلی زندگی زندگی هر هندویی را فرا گرفته اند تا جایی که مردم فرصت فکر کردن به هیچ چیز را ندارند به جز مراسم متعددی که باید برای ۳۰۰۰ خدا در طول سال بگیرند .

برهمنان که مروجان اصلی آیین آریایی برهمایی هستند بالاترین طبقه ی جامعه بوده و به اصطالاح در همه ی موارد حرف حرف آنهاست. پیش از هر ازدواج - تولد - عید و مراسم برهمنان باید حضور داشته باشند و مراسم مخصوصی را برای خشنودی خدایان از آن مراسم اجرا کنند که گاهی تا ماهها طول می کشد. چنانچه چنین کاری انجام نشود خشم و غضب خدایان تمام زندگی آن خانواده را نابود خواهد کرد و آن خانواده از جامعه و از طرف برهمنان طرد خواهد شد.

آیین برهمایی که امروزه به غلط نام دین هندو به خود گرفته است در اصل آیین باستانی آریاییان است و امروزه همچنان به حیات خود در هندوستان ادامه می دهد.

آریاییان مقیم در صحرای سیبری در ۳۰۰۰(ق.م) شاید هم قبل از آن به هند و ایران کوچ کردند و عده ای که در ایران ساکن شدند ساکنان بومی و البته متمدن ایران را شکست داده آیین آریایی را بر آنان تحمیل کردند . اگرچه مشخص نیست که ایرانیان اصیل و بومی پیش ار حمله آریاییان دارای چه دین و آیینی بودند . همین اتفاق در هندوستان نیز به وقوع پیوست .

مردم آریایی با پوست سفید و چشمان رنگ روشن و قامتهای تنومند با مهارت اسب سواری و نیزه پرانی به راحتی بر مردم ضعیف و سیه چرده ی هندوستان پیروز شدند و آنان را برده ی خود ساختند .

اساس آیین آریایی بر طبقه بندی اجتماعی است اگرچه این طبقه بندی ظالمانه در ایران پس از اسلام نابود شد ولی همچنان در نهایت ظلم و ستم در هندوستان زنده است و طبق آمار بین سالهای ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۱ چیزی بیش از ۲ میلیون زن و کودک دختر بر اثر باورهای این آیین جان خود را از دست دادند و می دهند.

زنده کشی دختران

اگر فکر می کنید که کشتن کودکان دختر فقط در عصر جاهلیت در مکه اتفاق می افتاد باید سری به هندوستان بزنید. طبق باورهای آیین آریایی فرزند دختر بسیار بد یمن و بد شگون است و باید حتی پیش ار تولد در شکم مادر کشته شود . برای همین امروزه وقتی خانواده ها از دختر بودن کودک مطمئن می شوند بی رحمانه مادر را به همراه کودک در شکمش می کشند . قانون کوچکترین دخالتی در موارد مذهبی و دینی نمی کند زیرا حکومت هند حکومتی غیر دینی است و تمام اتباعش را در انتخاب و اقتدا به هر دینی آزاد می گذارد.

از آنجا که ۹۰٪ از مردم هند برهمایی هستند و حتی خود پلیس و قاضی دادگاه به این خرافات و اعمال ننگین باور قلبی دارند این مسائل متوقف نخواهند شد.

کشتن فرزندان دختر فقط برای طبقات پایین جامعه است زیرا این طبقات پایین هستند که خون ناخالص دارند! و این کار در سراسر هند مرسوم است مخصوصا در میان دراویدیان که مردم اصلی و بومی هند هستند.

چنانچه دختر متولد شود و به سن ۵ و ۶ برسد خانواده از غذا دادن به کودک خودداری می کنند تا بمیرد و یا زنده در شیر خفه می کنند و یا می سوزانند.

 

 دختری را برای کشتن آماده می کنند.

ساتی

سوزاندن زن به همراه شوهر مرده اش از اصول آیین آریایی و برهمایی بوده و اولین بار در سال ۱۹۴۲ یک لرد انگلیسی به تقاضای راج رام موهان روی یک اطلاح طلب هندو لایحه ای علیه ساتی تصویب کرد که با اعتراضات شدید مردم هند روبه رو شد و اقدامات زیادی که برای جلوگیری ساتی به عمل آمد کمی موثر بود اما همچنان در روستاها انجام می شود.

عروس سوزاندن

بر طبق آیین برهمایی خانواده ی عروس موظف است که مبلغ پولی را به خانواده ی شوهر بپردازد برای نگه داری از عروس !! و این مبلغ معمولا بسیار بالا است چون هر قدر پول بیشتری پرداخت شود عروس از احترام بیشتری برخوردار خواهد بود. خانواده های بسیاری نمی توانند این پول را بپردازند و قول می دهند که پس از عروسی پول را خواهند داد اما وقتی از پول خبری نیست خانواده ی شوهر عروس را مجبور به خود سوزی می کنند و یا عروس خودش بدون در خواست آنها و از روی شرم خودش را زنده می سوزاند....

از کسانی که در هند هستند تقاضا می شود که حوادث روزنامه را بخوانند! تقریبا سالانه ده ها هزار زن خود سوزی می کنند.

 

 طبقات جامعه

بر طبق عقاید یک هندو هیچ ایرادی بر طبقه بندی جامعه وارد نیست زیرا عقیده به تناسخ این مسئله را توجیه می کند.

هر فرد بر اساس کارهایی که در زندگی قبلی خود انجام داده در طبقه ای که شایسته آن باشد متولد می شود و این تصمیم خدایان است و کسی حق اعتراض به آن را ندارد .

گفته ی معروفی هست که می گوید: یک هندی می تواند از هر چیزی صرف نظر کند اما هرگز از ایمان به کاست سیستم ( طبقه بندی) دست بر نمی دارد.

تعداد طبقات جامعه به قدری زیاد است که قابل نام بردن نیست اما به طور بسیار کلی می توان گفت که مردم آریایی نژاد خود را برتر از سایر هندیان می دانند و همگی از طبقات بالای جامعه هستند . طبقاتی مانند :

نام طبقه رنگ پوست گونه یوگا پیشه

برهمنان ( موبدان) پوست سفید ساتوا یانانا یوگا انجام امورمذهبی

شاتریا (ارتشداران) قرمز راجه کارمایوگا شاهان و جنگجویان

وایشیاز قهوه ای تیره تاماس بهاکتیایوگا کشاورز-صنعتگر ....

سودراز سیاه تاماس بهاکتیایوگا کارگران

این فقط یک طبقه بندی کلی است و هر یک از این طبقات دارای صدها و هزاران طبقه ی دیگر با نامهای متفاوت می باشند.

 

 یک زن سودرا (کشاورز)

خاندانهای ثروتمند و با نفوذ هند همگی از طبقه ی برهمنان و شاتریا هستند و سایر طبقات هیچ حق و نقشی ندارند و هرگز هم قادر به تغییر طبقه ی خود یا ازدواج با طبقات دیگر نیستند . کسی که کشاورز به دنیا می آید کشاورز هم می میرد و حتی فکر خرید ماشی و خانه هم نمی تواند بکند زیرا در هند چنین نیست که کشاورزان مالک زمین خود باشند . طبق آیین آریایی این طبقات بالا هستند که مالک زمین هستند و کشاورزان رعیت محسوب می شوند . این دقیقا همان شرایط ایرانیان پیش از اسلام است که به دلایل متعدد فراموش شده است. مردم ایران توسط موبدان زرتشتی که برادران برهمنان هستند به قدری مورد ظلم و ستم قرار گرفته بودند و به قدری تحت فشار شاهان ساسانی بودند که نام ساسان را به حکومت خود دادند . ساسان در زبان پهلوی به معنی گدا است.قابل یادآوری است که این شرایط در ایران از پیش از زرتشت وجود داشته است و ربطی به آیین اصلی زرتستی ندارد . زرتشت برای مبارزه با آیین منفور آریایی تلاشهای زیادی کرد اما از همه جا رانده شد و با مرگ گشتاسب زرتشت کاملا فراموش شد . موبدان با سوء استفاده از نام زرتشت آیین آریایی را زنده کردند و تا امروز نیز به این سوء استفاده ادامه می دهند.

نجس ها

غیر از طبقات نام برده گروههای دیگری هم هستند که در اصل ساکنان بومی و اولیه هند بوده اند که همچنان به صورت برده با آنها رفتار می شود . این گروه را یا نجس ها می نامند و در واقع غیر آدمیزاد شناخته می شوند. گاندی این طبقه را ؛هریجان؛ نامگذاری کرد و دکتر آمبدکار آنها را ؛ دالیت؛ نامید.

مردم نجس

نجسها جمعیتی حدود ۲۰۰ میلیون نفر هستند که به هیچ عنوان هیچ حقوقی به عنوان شهروند نداشته و فقط استعمار می شوند . بر اساس آیین برهمایی نجسها انسان نیستند و حق زندگی در شهر ها را ندارند . اولین سند از وجود نجسها در تاریخ هند به دوره ی پادشاهان گوپتا بر می گردد.

هولیکا یا هولی فستیوال هر سال پس از ماه کامل در ماه مارچ برگزار می شود.

dudes_playingholi.jpgshop_holi.jpg

هولی را اغلب به نوعی شروع بهار می دانند و آغاز بهار را با پاشیدن پودرهای رنگی و آب رنگی به مردم جشن می گیرند.در این روز همه می توانند به هر کسی از عابر و یا سواره که خواستند رنگ بپاشند و کسی هم حق ندارد اعتراضی کند.

playing_girls1.jpg

در بعد از ظهر همان روز مردم آتشهای بزرگ فراهم می کنند و از روی آتش می پرند همچنین از انواع ترقه و فشفشه نیز برای جشن استفاده می کنند.

تاریخچه ی هولیکا:

نام اصلی این روز هولیکا می باشد و در اصل نام جن مونثی بوده است که پس از نجات برادرش از آتش بر اثر سوختگی می میرد.

این قصه مربوط به دوران پادشاهی هیران یاکا شیپو است . او که پادشاهی از قوم جن  بود همیشه می خواست مشهورترین و برترین مرد جهان  باشد .او پس از به دست آوردن ؛توپ؛ ( جایزه ای که آرزو را برآورده می کند و فقط پس از ریاضتهای فراوان به دست می آید) آرزو کرد که

 نه به دست انسان کشته شود و نه به دست حیوان

نه در خانه اش بمیرد و نه در بیرون از خانه اش

نه در روز بمیرد و نه در شب

نه با سلاح اشترا کشته شود و نه با شلاح سشترا( دو سلاح خطرناک که متعلق به خدایان است و در ادبیات اوستایی خدای جنگ بهرام هر دو را داشته است)

نه در خشکی بمیرد و نه در آب و نه در آسمان

 آرزوی او برآورده شد و او خودش را شکست نا پذیر قلمداد می کرد .از این رو ادعای خدایی کرد و دستور داد که همه ی مردم او را به عنوان خدا بپرستند . همه پذیرفتند به جز تنها پسرش که نامش پراهلاد بود . او پیرو ویشنو بود و پادشاه که از دست او خشمگین بود دستور داد تا آتشی بزرگ به پا کنند و پراهلاد را در آن بسوزانند.

هولیکا خواهر پراهلاد بود و معروف به جنی بود که هرگز در آتش نمی سوزد.(محققان معتقدند که هولیکا دارای لباسی ضد آتش بوده است و برای همین در آتش نمی سوخته است.)

در آن روز پراهلاد از خواهرش هولیکا درخواست کمک کرد و هولیکا برای نجات جان برادرش از آتش بدون پوشیدن لباس مخصوصش وارد آتش شد و اگر چه برادرش را نجات داد اما خودش بر اثر سوختگی زیاد درگذشت.

The image “http://travels.talash.com/india-fairs-festivals/fairs-and-festival-images/holi.jpg” cannot be displayed, because it contains errors. هولیکا در حالی که برادرش را در بغل گرفته

مردم هند هنوز پس از هزاران سال به یادبود در گذشت هولیکا در این شب آتش بر می افروزند و از روی آن می گذرند.

همچنین مرسوم است که ظرفی را پر از دانه های جو در زیر این آتش برشته می کنند و پس از خاموش کردن آتش بذر ها را  می خورند.

http://static.flickr.com/38/115051613_e83306eff9_m.jpg

 باور عامه بر این است که خاکستر این آتش می توانند انسان را از بیماریها محافظت کند.

مقایسات:

فستیوال هولیکا و پادشاهی هیران یاکا شیپو از برخی جهات شبیه پادشاهی جمشید جم و همچنین چهارشنبه سوری در ایران است. اگر چه همانند این فستیوال در میان اقوام یزیدی ( شیطان پرست) کردستان عراق نیز وجود دارد و به نام جم معروف است . روز جم برای آنان روز سال نو محسوب می شود.

همچنین شباهتهایی با فستیوال رقصیدن دور آتش در غرب دارد.

امروز می خواهم در مورد سایی بابا صحبت کنم.از آنجا که در هند هستم و دسترسی به همه نوع منابع در این باره دارم خوشحال می شم اگر به چیزی که می خوام  بگم توجه کنید.

سایی بابا بر خلاف آنچه که در تبلیغات می شنوید نه تنها مرجع معتبری برای انرژی و خالص کردن روح نیست بلکه روح را به گمراهی می کشاند.

چه باور کنید و چه نکنید مردمی که به ملاقات این فرد می روند دارای صعف شخصیتی و گم شده در دالان دنیا هستند و امید دارند که با ملاقات کسی با این صفات راه خود را پیدا کنند و یا بهبودی در حال و زندگی خود ببینند.

اول از همه ناچارم که بحث دین را به میان بکشم....سایی بابا بر خلاف آنچه که در مورد اتحاد ادیان درباره ی او گفته می شود - یک هندوی خالص است. هندوی خالص یعنی که به پرستش اجسام ساخته ی دست بشر می پردازد که در اسلام بت پرستی نامیده شده. اما اساس دین هندو این است که اجسامی را از سنگ-چوب یا گل بسازند و آن را رنگ کنند و لباس بپوشانند و سپس به عنوان خدایان  بپرستند.پس کار از دو جا ایراد دارد : یکی اینکه بت می پرستند دوم اینکه دشمن پیروان سایر ادیان هستند.

کسانی که گرایش به تغییر دین خود از اسلام به ادیان باستانی مثل هندو - ماندایی - مانوی - زرتشتی - میترایی - جینی و بودایی دارند به اینجا سر بزنند چون در مورد این ادیان مفصل توضیح خواهم داد.بدون اینکه بخواهم مغرور به نظر برسم باید بگم که ۱۰ سال از عمرم را صرف مطالعه ی همه ی این ادیان همچنین اسلام و مسیحیت و یهودی کرده ام و اگر خدا اجازه دهد میزانی از آن زا با شما شریک می شوم.

یکی از خدایان مهم و اساس دین هندو  لینگا نام دارد. با عرض معذرت از همه! لینگا آلت تناسلی مرد است که از سنگ در ابعاد مختلف تراشیده می شود و در تمام معابد پرستش می شود.

عکس زیر برهمنی را در حال شستشوی لینگا نشان می دهد.

http://www.dattapeetham.com/india/tours/datta_kshetra_yatra/eluru/vishveshvara_shiva_linga.jpg

لینگا در مغازه ها به فروش می رسد و هندو ها  در خانه ان را نگهداشته و می پرستند.

سایی بابا که خودش را تناسخی از سایی بابای شماره ۱ می داند مهمترین وظیفه اش پرستش لینگا و تبلیغ پرستش آن است.

علاوه بر آن بتی دیگر است به نام لینگوم که در واقع با عرض معذرت ! آلت تناسلی زن است که أن هم به همین شکل فروخته و پرستش می شود.

عکس زیر سایی بابا را در کنار لینگای بزرگی نشان می دهد.

linga_and_saibaba_india.jpg

اساس آیین هندو پرستش هزاران خدا و الهه است که در آیین زرتشتی به آنها ایزد می گویند..اما در واقع همان آیین است در قالبی مدرن تر.

در اصل هیچ دینی در تاریخ بشر به نام هندو وجود نداشته و ندارد. هندو فقط از نام این سرزمین هندوستان به این آیین داده شده و این آیین به صورت مدون و دقیق اصلا وجود ندارد.

مسلمانان مردم این سرزمین را هندو نامیدند و امروزه به غلط نام آیین شده است.

سایی بابا کارهای عجیبی می کند و سایی بابای قبلی هم می کرد..مثل غیب شدن و ظاهر شدن یا پرواز کردن و یا فکر خوانی و ....

این قدرتها خاص سایی بابا نیست و همه ی برهمنان هندو این کارها را می کنند...همچنین مقدسان جین و بودا...

چطور؟

حدود ۶۰ کتاب مقدس و باستانی در آیین برهمنی وجود دارد که جاوی وردها و جادوها و نفرینهای متعدد است.این کتب فقط در دست برهمنان است و دانش ممنوعه می باشد.

با رعایت دستورات این کتابها هر برهمنی می تواند از آسمان باران بباراند و یا فرزند را در شکم زن حامله بکشد.اما منبع این جادو ها شیطانی هستند و برای منظور نیک به کار نمی روند.

برهمنان و سایی بابا از میان آنها از این قدرتها برای احمق نگه داشتن مردم استفاده می کنند و مردم ناچار به پرستش آنها هستند.

برای مثال برهمنان باید در تمام خانواده های هندو وارد و خارج شوند و هر مبلغ پولی که بخواهند دریافت کنند...وگرنه نفرینی بر خانواده می گذارند که فقط خودشان بتوانند آن را بردارند.

پیش از هر ازدواج و پیش و بعد از تولد هر بچه ای- برهمن باید مراسم مخصوص و پیچیده ای اجرا کنند تا ازدواج موفقیت آمیز شود و بچه به سلامت به دنیا بیاید...اگر خانواده برهمن را راه ندهند ازدواج به عزا مبدل می شود و این کاملا صحت دارد.

برای برخی مراسم کثیف که برهمنان باید قربانی به شیاطین هدیه کنند - کودکی مسلمان را گرفته و می کشند و خونش را روی بتها می مالند. حداقل روزی ۱۰ تا ۲۰ مورد این اتفاق در هند می افتد.

دستورات آیین برهمایی (هندو) انسان را به کارهای کثیف وا می دارد که فقط منجر به گمراهی و زندگی رقت بار می شود.برای مثال هر وقت کسی می میرد اگر فقیر باشد همانجا توی خیابان جسدش را می سوزانند و شما می ایستی و سوختنش را مشاهده می کنی و خاکسترش به حلق همه می رود و روی هر غذایی می نشیند.پوشیدن کفش درست نیست و شستن دستها اصلا مجاز نیست.هر وقت با هندویی دست دادید پیش از هز چیز دست خود را آب بکشید!

شستن بدن با آب گرم مجاز نیست...دوش گرفتن حرام است...خوردن هر نوع میوه و غذایی که حاوی ویتامین های مفید و فسفر و پروتئین باشد حرام است...وضع حمل زنان در بیمارستان مجاز نیست و....که همه اینها منجر به تولید نسلی بیمار با درصد هوشی پایین و مرگ و میر بالا می شود.

تا سال ۱۹۴۷ میلادی زنان به همراه شوهران فوت شده شان زنده در آتش سوزانده می شدند...و بیوه ها از شهر طرد می شدند.

از دیگر اساس دین هندو ازدواج بچه هاست!

در دین هندو هر روز متعلق به تولد یکی از خدایان و الهه های بی شمار است که هر روز مراسم خاصی باید در معبد و خانه انجام شود. همچنین طبقه بندی جامعه به شکل قدیمی و باستانی است...یعنی که فرزند یک بانکدار حق ندارد با فرزند یک معلم ازدواج کند و جامعه دارای سیتمی جدی است....کسانی که از طبقه پایین هستند حق خرید خانه و ماشین و چیزهای لوکس و باز کردن حساب بانکی ندارند   و طبقه نجسها در کثافت دست و پا می زنند.

در چنین شرایطی یک ماه پیش جناب سایی بابا بیانیه ای صادر کردعلیه مردم فقیر جامعه و سبب تظاهرات و جنگ و جدل های فراوانی شد و مردم زیادی علیه او جبهه گرفتند از جمله نماینده گان درمجلس.

 پرستش لینگا مهمترین اعتقاد آیین هندو…………

+ نوشته شده توسط باخیش در جمعه یکم خرداد 1388 و ساعت 11:55 |

دين آلت پرستي در هندوستان
سرزمين هند
نه تنها در زمينة آب و هوا و مردمان، سرزمين عجايب است، در زمينة اديان هم سرزمين عجيبي است. تنوع و پيچيدگي عقايد در مبدأ هندوئيسم بسيار دامنه دار است. گفته‌اند در ميان اديان دنيا، دين هندويي مانند يك انبان فروشندة دوره گردي است كه هم اشياء نفيس و عتيقه در آن ديده مي‌شود و هم ملزومات روزمرة خريداران. دين هندو عبارت است از مجموعه اعتقادات و سازمانهاي بيشمار و در هم آميخته‌اي كه زمان پيدايش وداها به ظهور رسيده و تا كنون هم ادامه دارد. اين دين داراي يك سلسله عقايد فوق العاده گوناگون و اعمال مختلف و متضادي مي باشد.
مردم سرزمين هندوستان مردماني داراي عقايد و
دينهاي گوناگون هستند. در آنجا از گاو پرستي و بت پرستي و ... گرفته تا آلت پرستي در بين مردم رواج دارد. تا جايي كه به زشت‌‌ترين و قبيح‌ترين عضو بدن انسان، ارزش قائل شده و آنرا مي‌پرستند. يكي از هفت معبد بسيار مقدس شيوا (لينگايي هند) است. در اين معبد آلت تناسلي مردانه‌اي كه از نقره ساخته شده در وسط معبد قرار دارد، زيارت كنندگان مرد و زن هر دو به نيايش و استغاثه به درِ خانه اين مجسمه (معبود) مشغول بوده هر كدام فرمولها و اوراد نيايشي خاصي را زمزمه مي‌كنند و حاجات خود را طلبند.[1]
نحوة
پرستش «لينگا» (آلت مردانه) بدين صورت است كه آنرا با آب و يا شير، پاك و استحمام مي‌كنند، ديگران آنرا لمس كرده، روغنهاي خوشبويي به آن ماليده، آن را با گلهاي تزئيني زينت مي‌كنند و عده‌اي نيز نذورات خود براي آنرا به كاهن (روحاني) معبد مي‌دهند. اين لينگا در يك يوني كه محل خاصي است قرار داده شده است. بالاي آن نيز يك مخزن طلايي قرار داده‌اند تا دايماً قطرات آب روي لينگا (آلت مردانه) چكيده و آنرا مرطوب نگه دارد. اين آب را بعداً جمع كرده و به عنوان (آبي مقدس) بين زايرين معبد تقسيم مي‌كنند كه حالت (داروي) باروري را دارد.
استفاده از مخازن و يا حوضچه‌هاي مصنوعي آب در
بيرون از معابد كه راه پله‌هايي در كنار آنها تعبيه شده كه شخص نيايشگر از طريق آنها به داخل حوضچه رفته و قبل از زيارت معبد خود را تطهير کند، از ديگر رسوم اين معابد است. در بعضي از اجتماعات و محلّات شيوايي، داماد مجسمه‌اي طلايي از اين لينگا و يا آلت تناسلي مردانه را كه روي زنجيري از طلا نصب شده به گردن عروس مي‌اندازد و او هم هرگز به هيچ دليلي آنرا از خود جدا نمي‌سازد.[2]
تمثال لينگا يا آلت تناسلي مردانه همچنين در
نمازخانه منازل مسكوني نيز يافت مي‌شود و نمونه‌‌هاي نسبتاً بدتراشيده شدة آن نيز در كنار جاده‌هاي روستايي و يا راههاي كوهستاني به چشم مي‌خورد. در مذهب لينگا پرستان كه همان آلت پرستي است، تعدادي فرقه‌هاي (گروههاي) فرعي نيز وجود دارد. پيروان اين آئين همواره يك لينگاي كوچك سنگي (آلت) را كه در يك جعبة نقره‌اي قرار داده شده با خود حمل مي‌كنند.
در خرابه‌هاي
شهرهاي هند هزاران مجسمه و نمونة آلات تناسلي پيدا شده است كه به صورت اولين تمثال و يا مجسمه براي پرستش و نيايش شيوا در آمده است. در تمام معابد شيوايي در نقطة مركزي معبد كه مقدسترين مكانهاي مقدس معبد مي‌باشد مجسمه‌اي از يك آلت تناسلي قرار داده شده است.[3]
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر
:
1.
تاريخ جامع اديان، تأليف جان بي ناس
.
2.
تاريخ مختصر اديان بزرگ، تأليف فليسين شاله
.
3.
هندوئيسم، تأليف ك. م. سين
.
4.
آشنايي با تاريخ اديان، تأليف غلامعلي آريا

5.
جامعه شناسي اديان، تأليف دكتر علي شريعتي
.
[1] .
اديان در جوامع امروز، ترجمة عبد الرحيم گواهي، انتشارات دفتر نشر و فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 1374، ج1، ص246 و 247
.
[2] .
آريا، غلامعلي، آشنايي با تاريخ اديان، انتشارات پايا، چاپ سوم، 1379، ص 60
.
[3] .
رابرت. ا. هيوم، اديان زندة جهان، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 1369، ص54
.

امروز می خواهم در مورد سایی بابا صحبت کنم.از آنجا که در هند هستم و دسترسی به همه نوع منابع در این باره دارم خوشحال می شم اگر به چیزی که می خوام  بگم توجه کنید.

سایی بابا بر خلاف آنچه که در تبلیغات می شنوید نه تنها مرجع معتبری برای انرژی و خالص کردن روح نیست بلکه روح را به گمراهی می کشاند.

چه باور کنید و چه نکنید مردمی که به ملاقات این فرد می روند دارای صعف شخصیتی و گم شده در دالان دنیا هستند و امید دارند که با ملاقات کسی با این صفات راه خود را پیدا کنند و یا بهبودی در حال و زندگی خود ببینند.

اول از همه ناچارم که بحث دین را به میان بکشم....سایی بابا بر خلاف آنچه که در مورد اتحاد ادیان درباره ی او گفته می شود - یک هندوی خالص است. هندوی خالص یعنی که به پرستش اجسام ساخته ی دست بشر می پردازد که در اسلام بت پرستی نامیده شده. اما اساس دین هندو این است که اجسامی را از سنگ-چوب یا گل بسازند و آن را رنگ کنند و لباس بپوشانند و سپس به عنوان خدایان  بپرستند.پس کار از دو جا ایراد دارد : یکی اینکه بت می پرستند دوم اینکه دشمن پیروان سایر ادیان هستند.

کسانی که گرایش به تغییر دین خود از اسلام به ادیان باستانی مثل هندو - ماندایی - مانوی - زرتشتی - میترایی - جینی و بودایی دارند به اینجا سر بزنند چون در مورد این ادیان مفصل توضیح خواهم داد.بدون اینکه بخواهم مغرور به نظر برسم باید بگم که ۱۰ سال از عمرم را صرف مطالعه ی همه ی این ادیان همچنین اسلام و مسیحیت و یهودی کرده ام و اگر خدا اجازه دهد میزانی از آن زا با شما شریک می شوم.

یکی از خدایان مهم و اساس دین هندو  لینگا نام دارد. با عرض معذرت از همه! لینگا آلت تناسلی مرد است که از سنگ در ابعاد مختلف تراشیده می شود و در تمام معابد پرستش می شود.

عکس زیر برهمنی را در حال شستشوی لینگا نشان می دهد.

http://www.dattapeetham.com/india/tours/datta_kshetra_yatra/eluru/vishveshvara_shiva_linga.jpg

لینگا در مغازه ها به فروش می رسد و هندو ها  در خانه ان را نگهداشته و می پرستند.

سایی بابا که خودش را تناسخی از سایی بابای شماره ۱ می داند مهمترین وظیفه اش پرستش لینگا و تبلیغ پرستش آن است.

علاوه بر آن بتی دیگر است به نام لینگوم که در واقع با عرض معذرت ! آلت تناسلی زن است که أن هم به همین شکل فروخته و پرستش می شود.

عکس زیر سایی بابا را در کنار لینگای بزرگی نشان می دهد.

linga_and_saibaba_india.jpg

اساس آیین هندو پرستش هزاران خدا و الهه است که در آیین زرتشتی به آنها ایزد می گویند..اما در واقع همان آیین است در قالبی مدرن تر.

در اصل هیچ دینی در تاریخ بشر به نام هندو وجود نداشته و ندارد. هندو فقط از نام این سرزمین هندوستان به این آیین داده شده و این آیین به صورت مدون و دقیق اصلا وجود ندارد.

مسلمانان مردم این سرزمین را هندو نامیدند و امروزه به غلط نام آیین شده است.

سایی بابا کارهای عجیبی می کند و سایی بابای قبلی هم می کرد..مثل غیب شدن و ظاهر شدن یا پرواز کردن و یا فکر خوانی و ....

این قدرتها خاص سایی بابا نیست و همه ی برهمنان هندو این کارها را می کنند...همچنین مقدسان جین و بودا...

چطور؟

حدود ۶۰ کتاب مقدس و باستانی در آیین برهمنی وجود دارد که جاوی وردها و جادوها و نفرینهای متعدد است.این کتب فقط در دست برهمنان است و دانش ممنوعه می باشد.

با رعایت دستورات این کتابها هر برهمنی می تواند از آسمان باران بباراند و یا فرزند را در شکم زن حامله بکشد.اما منبع این جادو ها شیطانی هستند و برای منظور نیک به کار نمی روند.

برهمنان و سایی بابا از میان آنها از این قدرتها برای احمق نگه داشتن مردم استفاده می کنند و مردم ناچار به پرستش آنها هستند.

برای مثال برهمنان باید در تمام خانواده های هندو وارد و خارج شوند و هر مبلغ پولی که بخواهند دریافت کنند...وگرنه نفرینی بر خانواده می گذارند که فقط خودشان بتوانند آن را بردارند.

پیش از هر ازدواج و پیش و بعد از تولد هر بچه ای- برهمن باید مراسم مخصوص و پیچیده ای اجرا کنند تا ازدواج موفقیت آمیز شود و بچه به سلامت به دنیا بیاید...اگر خانواده برهمن را راه ندهند ازدواج به عزا مبدل می شود و این کاملا صحت دارد.

برای برخی مراسم کثیف که برهمنان باید قربانی به شیاطین هدیه کنند - کودکی مسلمان را گرفته و می کشند و خونش را روی بتها می مالند. حداقل روزی ۱۰ تا ۲۰ مورد این اتفاق در هند می افتد.

دستورات آیین برهمایی (هندو) انسان را به کارهای کثیف وا می دارد که فقط منجر به گمراهی و زندگی رقت بار می شود.برای مثال هر وقت کسی می میرد اگر فقیر باشد همانجا توی خیابان جسدش را می سوزانند و شما می ایستی و سوختنش را مشاهده می کنی و خاکسترش به حلق همه می رود و روی هر غذایی می نشیند.پوشیدن کفش درست نیست و شستن دستها اصلا مجاز نیست.هر وقت با هندویی دست دادید پیش از هز چیز دست خود را آب بکشید!

شستن بدن با آب گرم مجاز نیست...دوش گرفتن حرام است...خوردن هر نوع میوه و غذایی که حاوی ویتامین های مفید و فسفر و پروتئین باشد حرام است...وضع حمل زنان در بیمارستان مجاز نیست و....که همه اینها منجر به تولید نسلی بیمار با درصد هوشی پایین و مرگ و میر بالا می شود.

تا سال ۱۹۴۷ میلادی زنان به همراه شوهران فوت شده شان زنده در آتش سوزانده می شدند...و بیوه ها از شهر طرد می شدند.

از دیگر اساس دین هندو ازدواج بچه هاست!

در دین هندو هر روز متعلق به تولد یکی از خدایان و الهه های بی شمار است که هر روز مراسم خاصی باید در معبد و خانه انجام شود. همچنین طبقه بندی جامعه به شکل قدیمی و باستانی است...یعنی که فرزند یک بانکدار حق ندارد با فرزند یک معلم ازدواج کند و جامعه دارای سیتمی جدی است....کسانی که از طبقه پایین هستند حق خرید خانه و ماشین و چیزهای لوکس و باز کردن حساب بانکی ندارند   و طبقه نجسها در کثافت دست و پا می زنند.

در چنین شرایطی یک ماه پیش جناب سایی بابا بیانیه ای صادر کردعلیه مردم فقیر جامعه و سبب تظاهرات و جنگ و جدل های فراوانی شد و مردم زیادی علیه او جبهه گرفتند از جمله نماینده گان درمجلس.

 پرستش لینگا مهمترین اعتقاد آیین هندو…………

با این اوصاف اگر همچنان در پی تغییر دین هستید و یا ارادت به سایی بابا دارید می توانید کمی بیشتر روی تصمیم خود فکر کنید.پشیمان نخواهید شد.

+ نوشته شده توسط باخیش در جمعه یکم خرداد 1388 و ساعت 11:54 |

نمیخوام باز هم وارد بحث شوم .

بذارید همین الان یه چیزیو اقرار کنم تا متوجه منظورم بشوید: اینکه من اصلا نمیخوام بگم آنها آلت پرست نبوده اند. و نمیخوام بگم آلت پستی کار خوبی است (هر چند که خود اینچنین هستم) ولی میخوام بدونم آیا فقط آریاییها اینچنین بوده اند؟

منظورتان از آلت پرستی شهوت پرستی بوده ؟ آگر این بوده مگر اعراب اینچنین نبوده اند؟ هم قبل از اسلام که نیاز به شرح ندارد و فکر میکنم همگی شما با من متفق النظرید و به خطاهای دوران جاهلیت اعراب اعتقاد دارید که یکی از این خطاها همین شهوت پرستی آنها بوده که حتی از ترس این موضوع که مبادا دخترشان توسط کسی دیگر خفت شود اورا در لحظه ی متولد شدن زنده به گور میکردند.

بعد از اسلام شهوت پرستی به گونه ای دیگر شد . و این دین تنها دینی بود که به مرد اجازه این رو میداد که هر چند تا که میخواهد زن بستاند .شاید بگوئید این راه قانونی است ولی بدانید همین الان هم اعراب امارات و قطر و چندین کشور دیگر عربی خیلی شهوت پرست هستند حتی اعتقاداتی دارند که در هیچ دینی وجود ندارد و من هم این موضوع را تقصیر اسلام نمی اندازم . مثل این موضوع که از نظر شیوخ امارات و قطر پاره کردن بکارت هر دختر فارس دری را در بهشت به رویشان باز میکند . و آنها با پرداختن پول زیاد در این کار مقدم میشوند اگر مدرک میخواهید ندارم ! ولی این موضوع را از نزدیک دیدم !  بیائید حداقل این موضوع را قبول کنید که دو قوم هیچ وقت آدم نشدند ! یکی بنی اسرائیل و دیگری اعراب . فکر میکنم خداوند میدانست این دو قوم چه قدر احمقند که 99 درصد پیامبرانش را برای این دو قوم فرستاد .  اگر پیامبر اسلام را بعنوان کاملترین انسان و آخرین فرستاده خدا و رسول کاملترین دین فرض کنیم بیشتر متوجه این موضوع خواهید شد چرا که حتی ایشان هم نتوانست اعراب را به راه راست هدایت کند و خودتان بهتر از من میدانید بعد از مرگ او چه اتفاقاتی که نیفتاد! و دوباره قوم ابوسفیان که کمتر از بت پرست نبودند حکومت (حالا حکومت بخوره تو سرش!) و حتی دین را به دست گرفتند و پس از آن قومی بدتر از آن به نام بنی عباس.

حرف من اینست که همه چیز را تقصیر نژاد نیاندازید و از کلمه آریایی زیاد استفاده نکنید . چون وقتی اینچنین حرف میزنی کاملا نژادپرستانه عمل میکنی و سر منشا همه چیز را به نژاد ربط میدی. حالا که دیگر همچنین نژادی وجود نداره . و در حال حاضر خون اعراب تو رگهای ما جریان داره . چون فکر میکنم همه ما اگر شجره نامه ای داشته باشیم در نهایت یه جایی به این موضوع میرسه که پدر بزرگ ما حرامزاده ای بوده که در نتیجه ی تجاوز وحشیانه ی یکی از سربازان عمر به مادرش متولد شده. و اگر در این مقطع قصر در رفته باشه  یکی از نوادگانش مطمئنا اینچنین گیر یک سرباز مغول افتاده! من الان به شما نوید میدهم که با این معادله شما فارس نیسید و میتوانید از این موضوع احساس خوشحالی داشته باشید...

كوروش عزیز كاش میتونستم بهت بگم نگارش این متن چقدر برایم سخت بود ولی هنگامی كه میبینم عده ای باعلم كردن آلت پرستی تركان نخ كاغذ باد منیت خودشان را میكشند سكوت من بابت این تحقیر خیانت به وجدانم میباشد ........اگر متن را دوباره بخوانی متوجه میوشی كه نیت این مطلب چیز دیگری است !!!!

من فقط خواستم پرده از زشتی سفسطه كریه این گروه بردارم !!!همین واگر مطالب مرا بخوانی و به استفاده من از كلمه قوم هزار ژن دقت بكنی من هم نظر تو را دارم ..كدام نژاد كدام قوم كدام گروه........این حرفها دیگر لطیفه شده است

بگذار به نقل از كتاب بحران هویت صفحه 168 برایت مطلبی را نقل كنم

دركتاب ناسخ التواریخ تالیف میرزا محمد تقی لسان الملك سپهر میخوانیم كه ((زوجات شاهنشاه فتحعلیشاه عجب نباشد كه اگر كسی شمار كند با هزار تن راست اید لكن دراین كتاب مبارك آنان كه درحشمت حسب ونسب سجل وسند داشته اند یا درسرای سلطنت صاحب ولد بوده اند واگر نه شناخته ونامبردار گشته اند كه درمجموع 60 پسر و48 دختر به بار امد نكته اینجاست كه این زنان به گروه های قومی ودینی مربوط میشدند كه شامل قبایل مختلف ترك وفارس وعرب میوشد همچنانكه درمیان انان علاوه بر اكثریت مسلمان زرتشتی ویهودی ومسیحی ((ارمنی وگرجی))وجود دارد با یك حساب ساده میتوان دریافت كه همین شخص فتحعلیشاه چگونه سبب اختلاط خون ونژاد درایارن وپس از ان شده است وچگونه درایارن امروزی خون ونژاد وژن قاراشمیش است یعنی كه یك نژاد پرست اریائی شاید تنها به دلیل عقیده سیاسی اریائی باشد نه خون یا نژاد ....نتیجه گیری خود لسان الملك سپهر را نقل میكنیم كه گفت:

پس معلوم میشود كه هنگام بیرون شدن از این جهان ان پادشاه را هفتصد وهشتاد وشش تن فرزند وفرزند زاده زندگانی داشت

میبنی كوروش گرامی من خودم به این لطیفه بسیار میخندم شاید من كه از لحاظ عرف یك فارس محسوب میشوم یك ترك مشتی باشم و این ملیجك ما یك ارمنی ویا این گسیسا ویا بانو باران ویا مهنوش یك عرب هشتلپتوك .....؟؟؟

برای همین این قصه اسباب بازی فكر یك مشت خیاط است كه میخواهند برای خودشان لباس شخصیت بدوزندواین متن نیز پاتك آن مسخره بازی است كه در همین فضای مجازی و بسیاری از سایتها بوجود امده است من پاد زهر آن سفسطه مضحك را ساختم تا بعضی ها زیاد رجز نخوانند

راستی دیدی دلت برایمان تنگ میشود وباز هم خواستی با ما دوست باشی و مطلب بنویسی....میدونی یك جورائی ازت خوشم امده وگرنه به خاطر اینكه گفتی اسلام تنها دینی است كه تعدد ازدواج را روا دانسته كلی برایت منبع و ماخذ وكلام مینوشتم .....ولی گفتم بگذار همین جوری باهم نرمش كنیم و بدون گرد وخاك با هم یك هفت سنگی بازی كنیم

بتدا پیرامون خود سفرنامه ابن فضلان

احمد بن فضلان بن العباس بن راشد در نیمه دوم سده سوم و نیمه اول سده چهارم هجرى مى زیسته است.

در نام او آشفتگى وجود دارد، زیرا یاقوت او را احمد نامیده و در آغاز رساله خود او نیز نام احمد ذكر شده است. هم چنین نویسنده كتاب عجایب المخلوقات كه پیش از یاقوت مى زیسته، او را احمد خوانده است، ولى خود ابن فضلان در متن رساله نام خویش را محمد ذكر كرده است

ابن فضلان جهان گرد نبوده است، بلكه تنها حادثه اى سبب مسافرت او به همراه گروهى به سرزمین اسلاوها گردید كه در كرانه رودخانه ولگا (اِتل) زندگى مى كردند. در هر صورت، شخصیت او به گونه اى بوده كه توانسته است نظر خلیفه و وزیران را براى همراهى هیئت به خود جلب كند. احتمال دارد كه در بغداد از جایگاه دینى برخوردار بوده است، زیرا در سفر نیز به امور دینى بیشتر توجه دارد.

مستشرقان اولین كسانى بودند كه به اهمیت این رساله پى بردند، ولى چون در دست رس نبود نقل هاى آن را از كتاب هاى مختلف، بهویژه معجم البلدان یاقوت جمع نموده و منتشر كردند. اما در سال 1923م زكى ولیدى طوغان در كتابخانه آستان قدس نسخه اى قدیمى پیدا كرد كه در آن چهار رساله وجود داشت.30 یكى از این رساله ها، رساله ابن فضلان بود كه دكتر سامى الدّهان به درخواست علاّمه محمد كردعلى در سال 1951م آن را تحقیق كرد. او رساله را با نقل هاى یاقوت مقایسه كرد او مشخص شد كه متن آن با نقل هاى معجم البلدان سازگارى دارد. و این دلیلى بر درستى انتساب رساله به ابن فضلان مى باشد.31

 

پیش از این در آلمان، روسیه و انگلیس مقالاتى از آن انتشار یافته بود و در دانشگاه هاى آن جا تدریس مى شد.32

 

منابعى كه از این كتاب بهره برده اند، عبارت اند از:33

 

1. یاقوت حموى در معجم البلدان;

 

2. محمد بن محمود طوسى در عجایب المخلوقات كه حدوداً در سال 555 ق نوشته شده است;

 

3. امین احمد رازى در كتاب هفت اقلیم كه در سال 1002 ق به نگارش درآمده است.

 

كسانى كه در باره این رساله، تحقیق انجام داده اند، عبارت اند از:34

 

1. راسموسن، خاورشناس دانماركى;

 

2. فرهن در اثر خود، بلغارهاى ولگا بر اساس سفرنامه ابن فضلان در 1823 م;

 

3. اسپیتسین روسى در اثر خود پیرامون صحت یادداشت هاى ابن فضلان. او سفرنامه ابن فضلان را سرشار از عدم آگاهى و تحریف دانسته است;

 

4. تیزن هاوزن در مقاله در حمایت از ابن فضلان كه سخنان اسپیتسین را رد كرده است;

 

5. ماركوارت از ابن فضلان انتقاد كرده و سفر او را به ولگا قبول ندارد;

 

6. روزن با عنوان مقدمه بر طبع جدید یادداشت هاى ابن فضلان، انتقاد یاقوت از ابن فضلان را بیان كرده است.

 

7. احمد زكى ولیدى طوغان كه رساله را معرفى كرده است.

 

ترجمه فارسى رساله، توسط ابوالفضل طباطبائى در سال 1345 صورت گرفته است و مهم ترین اثر تحقیقى درباره آن توسط پترویج كوالفسكى، دانشمند روسى با عنوان كتاب احمد بن فضلان و سفر او به ولگا در سال هاى 921 ـ 922 م انجام شده است.

 

رساله اى كه دكتر سامى الدهان تحقیق كرده، شامل 203 صفحه، و متن آن 105 صفحه است.

 

فصل هاى رساله به گونه ذیل است:

 

1. خوارزم 2. غزها 3. باشغرد 4. صقالبه 5. روس6. خزر

1. 1. علت سفر

ماجرا چنین بود كه در بهار 309 ق (921 م) شاه صقالبه (اسلاوها) اَلمش بن یلطوار نامه اى توسط عبد الله بن باشتو خزرى، براى مقتدر، خلیفه عباسى فرستاد و از او درخواست كرد كه عده اى را براى تعلیم احكام فقهى و دین اسلام، ساختن مسجد، نصب منبر و خواندن خطبه به نام خلیفه در تمام این بلاد، و هم چنین براى كمك در ساختن قلعه اى كه مسلمانان را از حمله مخالفان (خزرى ها) حفظ كند، گسیل دارد

ابن فضلان آمادگى خود را براى اعزام به شمال خزر اعلام مى دارد و خلیفه با سفر گروهى به آن منطقه، موافقت مى كند كه چهار نفر به ترتیب ذیل براى این منظور انتخاب گردیدند:

 

1. سوسن الرسى، مولا نذیر حرمى 2. تكین تركى 3. بارس صقلابى4. احمد بن فضلان

دو نفر از این ها زبان روسى را مى دانستند. نخست، سوسن كه در اصل روسى بود و زبان عربى را یاد گرفته بود و بعد مراتبى به دست آورد و پیش از این، دربان خلیفه مكتفى بود. و دیگرى، بارس صقلابى كه نام و نسبت او نشان از اصل او دارد. تكین نیز زبان تركى مى دانست و چون در راه با اقوام ترك برخورد داشتند، وجود او نیز لازم بود.

نظر كوالفسكى وحدت غزان و بلغارها موجب درهم شكستن اِشراف یهودیان خزر مى شد. به نظر كوالفسكى اسلام آوردن غزان نیز مى توانست در فروكش كردن قیام ها مؤثر باشد و در نتیجه آن، دولت سامانى و خوارزم از حالت تبعیت صورى به تبعیت عملى مى رسیدند

انگیزه مذهبى نیز به همین میزان در این سفر نقش مؤثرى داشته، زیرا خلیفه خود را رئیس امور دینى همه مسلمانان جهان مى دانست و اگر این توجه را نمى نمود، جاى سؤال داشت. شاهد آن، سخن ابن فضلان است كه به خلیفه گفت: این ها مسلمان هستند و خزرهاى یهودى به آنان ظلم و ستم مى كنند، بهتر است به آن ها كمكى شود

به دلیل این كه ابن فضلان یك عالم دینى بوده، در تمام مراحل سفر، به امور عبادى و مذهبى توجه ویژه داشته و دین و اعتقادات مردم این نواحى را بیان كرده و در برخى موارد از شدت تعجب و تعصب آنان را به موجوداتى تشبیه كرده است، مثلا مى گوید: اهل غزیه مردمانى مانند حیوان راه گم كرده بودند، چون دینى نداشته و به عقل عمل نمى كردند و بزرگان خود را ارباب مى دانستند.50 او نقش خدا و عقل را یكى از مؤلفه هاى انسانى شمرده و از این رو آنان را از انسانیت به دور دانسته است. شاید به دلیل همین گونه تعابیر بوده كه افرادى مانند اسپیتسین و ماركوارت سخنان ابن فضلان را رد و به شدت از او انتقاد كرده اند.

برخى از این ترك هاى باشغرد به دوازده خدا، مانند خداى زمستان، بهار، باران، باد، مرگ، درخت، حیوان، شب، روز، زمین و آب اعتقاد داشتند احمد بن فضلان بن العباس، رسالة ابن فضلان، تحقیق دكتر سامى الدّهان (چاپ سوم: دارصادر، بیروت، 1413 ق)ص (92).د. خداى آسمان بزرگ ترین خداى آن هاست. در هنگام گرفتارى در حالى كه سر خود را به سوى آسمان بلند مى كردند، به زبان تركى مى گفتند بیر تنكرى كه به معناى خداى واحد و یكتاست و اعتقاد فطرى آن ها را به خداى یگانه مى رساند. همان  ص 144.

 

مسئله اى كه سبب تعجب و شگفتى ابن فضلان شده بود، این بود كه زنان در این منطقه به حجاب و پوشش هیچ گونه توجهى نداشتند و زن و مرد خود را در نهر مى شستند. او تلاش زیادى كرده بود تا زنانشان خود را بپوشند ولى موفق نشده بود. ،(همان  ص 134) با این كه پوشش براى آن ها معنا نداشت ولى بر اساس گفته ابن فضلان زنا و لواط نزد آنان گناهى بسیار بزرگ و امرى نادر بوده است و اگر در هر صورت رخ مى داد، مجازات بسیار سنگینى داشته، مثلا هر دو طرف زناكار را بین دو درخت مى بستند و دو نیمه كرده سپس تكه تكه نموده و بر درختان مى آویختند. با افراد دزد نیز چنین برخورد خشن و سختى را انجام مى دادند. (همان، ص 96 و 134) هم چنین اگر كسى فردى را به عمد مى كشت او را قصاص مى كردند، و اگر سهوى بود او را در صندوقى بین زمین و آسمان آویزان مى كردند تا باران و خورشید نصیب او گردد و شاید بخشیده شود.( همان، ص 132)

تقریباً در تمام این مناطق، چه در جرجانیه و چه در قبیله صقالبه و خزر، آداب و رسوم یكسانى وجود داشت. مردم آن سرزمین به مهمان كمك زیادى مى نمودند، مثلا اگر غریبى كه همراه یك قافله بود به یك تركى عبور مى كرد و به او مى گفت كه من مهمان تو هستم و از تو حیوان و درهم مى خواهم، به او مى داد. زمان برگشت قافله، اگر آن شخص را مى دید پس مى گرفت و در غیر این صورت، به همان اندازه از كاروان دریافت مى كرد و آن گاه كاروان از شخص قرض گیرنده غریب، آن اموال را مى گرفت(همان، ص 95)

گرداورنده : آیدین فروغی

توهین ها به تقل از پان فارس ها و متن جعلی آنها

در این سفرنامه حوادث عجیبی وجود دارد که در عین جذابیت قابل تامل است. یکی از مواردی که ابن فضلان به آن اشارت دارد طبایع و احوال مردم آسیای میانه مانند ترکان غز و باشقرد و خوارزم ... می باشد، به گونه ای که غزان را « خران گمراه » نامیده است

قبیله باشقرد،  این جماعت شرورترین و كثیف‌ترین ترك‌ها و سخت‌ترین ایشان در آدم‌كشی می‌باشند. ناگهان می بینید، مردی مرد دیگر را به زمین انداخته سر او را می‌بُرد و آن را برمی‌دارد و بدن‌اش را رها می‌كند. آن‌ها ریش خود را می‌تراشند و شپش می‌خورند. بدین شكل كه درزهای نیم‌تنه‌ی خود را جست‌وجو كرده، شپش‌ها را با دندان جویده، می‌خورند … هر یك از ایشان تكه چوبی به شكل آلت مردی تراشیده و به گردن خویش می‌آویزند و چون قصد سفر یا برخورد با دشمن كند، آن را می‌بوسد و بر آن سجده می‌گذارد و می‌گوید: «خدایا با من چنین و چنین بكن!» من به ترجمان گفتم از یكی از ایشان بپرس دلیل آن‌ها برای این كار چیست و چرا این آلت را خدای خود ساخته‌اند؟ گفت:« زیرا من از مانند آن بیرون آمده‌ام و برای خود آفریینده‌ای جز آن نمی‌شناسم! »

 

فردای آن روز با مردی از ترك ها كه بسیار زشت و بدقیافه و رذل و پلید بود و لباس ژنده ای را در بر داشت برخوردیم. آن روز باران سختی ما را گرفته بود.آن مرد گفت:«بایستید.» تمام قافله كه شامل قریب سه هزار چهارپا و پنج هزار مرد بود از حركت ایستاد.آن گاه گفت:«هیچ یك از شما حركت نكند». همگی دستور او را اطاعت نموده ایستادیم و به او گفتیم: «ما دوستان گوذركین هستیم.» او پیش آمده خنده ای كرد و گفت: «گوذركین كیست! ریدم به ریش گوذركین.» سپس گفت: «پكند». به زبان خوارزمی یعنی نان. من چند گرده نان به او دادم و آن ها را گرفت وگفت: «بروید به شما رحم كردم»!» " ‌

پاسخ آیدین به این گفته ها براساس اسناد مستند

به دلیل این كه ابن فضلان یك عالم دینى بوده، در تمام مراحل سفر، به امور عبادى و مذهبى توجه ویژه داشته و دین و اعتقادات مردم این نواحى را بیان كرده و در برخى موارد از شدت تعجب و تعصب آنان را به موجوداتى تشبیه كرده است، مثلا مى گوید: اهل غزیه مردمانى مانند حیوان راه گم كرده بودند، چون دینى نداشته و به عقل عمل نمى كردند و بزرگان خود را ارباب مى دانستند. احمد بن فضلان بن العباس، رسالة ابن فضلان، تحقیق دكتر سامى الدّهان (چاپ سوم: دارصادر، بیروت، 1413 ق) ص 91. او نقش خدا و عقل را یكى از مؤلفه هاى انسانى شمرده و از این رو آنان را از انسانیت به دور دانسته است. شاید به دلیل همین گونه تعابیر بوده كه افرادى مانند اسپیتسین و ماركوارت سخنان ابن فضلان را رد و به شدت از او انتقاد كرده اند.

برخى از این ترك هاى باشغرد به دوازده خدا، مانند خداى زمستان، بهار، باران، باد، مرگ، درخت، حیوان، شب، روز، زمین و آب اعتقاد داشتند احمد بن فضلان بن العباس، رسالة ابن فضلان، تحقیق دكتر سامى الدّهان (چاپ سوم: دارصادر، بیروت، 1413 ق)ص (92).د. خداى آسمان بزرگ ترین خداى آن هاست. در هنگام گرفتارى در حالى كه سر خود را به سوى آسمان بلند مى كردند، به زبان تركى مى گفتند بیر تنكرى كه به معناى خداى واحد و یكتاست و اعتقاد فطرى آن ها را به خداى یگانه مى رساند. همان  ص 144.

 

هم چنین اگر كسى فردى را به عمد مى كشت او را قصاص مى كردند، و اگر سهوى بود او را در صندوقى بین زمین و آسمان آویزان مى كردند تا باران و خورشید نصیب او گردد و شاید بخشیده شود همان، ص 132

 

ولى بر اساس گفته ابن فضلان زنا و لواط نزد آنان گناهى بسیار بزرگ و امرى نادر بوده است و اگر در هر صورت رخ مى داد، مجازات بسیار سنگینى داشته، مثلا هر دو طرف زناكار را بین دو درخت مى بستند و دو نیمه كرده سپس تكه تكه نموده و بر درختان مى آویختند. با افراد دزد نیز چنین برخورد خشن و سختى را انجام مى دادند. (همان، ص 96 و 134)

آری در وغ هایی كه از منبعی كه در لیست منابع معتبر نیست با جعل به تركان نسبت میدهند ولی با تحقیق میبینیم كه با چه تعبیری از دین باشقرد ها یاد شده است .

یا در مورد مجازات فرد قاتل چگونه یاد شده است.

یا مجازات لواط چیست ؟؟؟

یا چگونه بیان شده آنها بزرگان خود را خدا میدونستند ولی چطور به بزرگ خود این طور توهین میكنند دروغ و تناقض در چه حد ؟؟؟

  تحریف و دروغ تا چه اندازه ؟؟؟؟

 

توهین ها به تقل از پان فارس ها و متن جعلی آنها

در این سفرنامه حوادث عجیبی وجود دارد که در عین جذابیت قابل تامل است. یکی از مواردی که ابن فضلان به آن اشارت دارد طبایع و احوال مردم آسیای میانه مانند ترکان غز و باشقرد و خوارزم ... می باشد، به گونه ای که غزان را « خران گمراه » نامیده است

قبیله باشقرد،  این جماعت شرورترین و كثیف‌ترین ترك‌ها و سخت‌ترین ایشان در آدم‌كشی می‌باشند. ناگهان می بینید، مردی مرد دیگر را به زمین انداخته سر او را می‌بُرد و آن را برمی‌دارد و بدن‌اش را رها می‌كند. آن‌ها ریش خود را می‌تراشند و شپش می‌خورند. بدین شكل كه درزهای نیم‌تنه‌ی خود را جست‌وجو كرده، شپش‌ها را با دندان جویده، می‌خورند … هر یك از ایشان تكه چوبی به شكل آلت مردی تراشیده و به گردن خویش می‌آویزند و چون قصد سفر یا برخورد با دشمن كند، آن را می‌بوسد و بر آن سجده می‌گذارد و می‌گوید: «خدایا با من چنین و چنین بكن!» من به ترجمان گفتم از یكی از ایشان بپرس دلیل آن‌ها برای این كار چیست و چرا این آلت را خدای خود ساخته‌اند؟ گفت:« زیرا من از مانند آن بیرون آمده‌ام و برای خود آفریینده‌ای جز آن نمی‌شناسم! »

 

فردای آن روز با مردی از ترك ها كه بسیار زشت و بدقیافه و رذل و پلید بود و لباس ژنده ای را در بر داشت برخوردیم. آن روز باران سختی ما را گرفته بود.آن مرد گفت:«بایستید.» تمام قافله كه شامل قریب سه هزار چهارپا و پنج هزار مرد بود از حركت ایستاد.آن گاه گفت:«هیچ یك از شما حركت نكند». همگی دستور او را اطاعت نموده ایستادیم و به او گفتیم: «ما دوستان گوذركین هستیم.» او پیش آمده خنده ای كرد و گفت: «گوذركین كیست! ریدم به ریش گوذركین.» سپس گفت: «پكند». به زبان خوارزمی یعنی نان. من چند گرده نان به او دادم و آن ها را گرفت وگفت: «بروید به شما رحم كردم»!» " ‌

پاسخ آیدین به این گفته ها براساس اسناد مستند

به دلیل این كه ابن فضلان یك عالم دینى بوده، در تمام مراحل سفر، به امور عبادى و مذهبى توجه ویژه داشته و دین و اعتقادات مردم این نواحى را بیان كرده و در برخى موارد از شدت تعجب و تعصب آنان را به موجوداتى تشبیه كرده است، مثلا مى گوید: اهل غزیه مردمانى مانند حیوان راه گم كرده بودند، چون دینى نداشته و به عقل عمل نمى كردند و بزرگان خود را ارباب مى دانستند. احمد بن فضلان بن العباس، رسالة ابن فضلان، تحقیق دكتر سامى الدّهان (چاپ سوم: دارصادر، بیروت، 1413 ق) ص 91. او نقش خدا و عقل را یكى از مؤلفه هاى انسانى شمرده و از این رو آنان را از انسانیت به دور دانسته است. شاید به دلیل همین گونه تعابیر بوده كه افرادى مانند اسپیتسین و ماركوارت سخنان ابن فضلان را رد و به شدت از او انتقاد كرده اند.

برخى از این ترك هاى باشغرد به دوازده خدا، مانند خداى زمستان، بهار، باران، باد، مرگ، درخت، حیوان، شب، روز، زمین و آب اعتقاد داشتند احمد بن فضلان بن العباس، رسالة ابن فضلان، تحقیق دكتر سامى الدّهان (چاپ سوم: دارصادر، بیروت، 1413 ق)ص (92).د. خداى آسمان بزرگ ترین خداى آن هاست. در هنگام گرفتارى در حالى كه سر خود را به سوى آسمان بلند مى كردند، به زبان تركى مى گفتند بیر تنكرى كه به معناى خداى واحد و یكتاست و اعتقاد فطرى آن ها را به خداى یگانه مى رساند. همان  ص 144.

 

هم چنین اگر كسى فردى را به عمد مى كشت او را قصاص مى كردند، و اگر سهوى بود او را در صندوقى بین زمین و آسمان آویزان مى كردند تا باران و خورشید نصیب او گردد و شاید بخشیده شود همان، ص 132

 

ولى بر اساس گفته ابن فضلان زنا و لواط نزد آنان گناهى بسیار بزرگ و امرى نادر بوده است و اگر در هر صورت رخ مى داد، مجازات بسیار سنگینى داشته، مثلا هر دو طرف زناكار را بین دو درخت مى بستند و دو نیمه كرده سپس تكه تكه نموده و بر درختان مى آویختند. با افراد دزد نیز چنین برخورد خشن و سختى را انجام مى دادند. (همان، ص 96 و 134)

آری در وغ هایی كه از منبعی كه در لیست منابع معتبر نیست با جعل به تركان نسبت میدهند ولی با تحقیق میبینیم كه با چه تعبیری از دین باشقرد ها یاد شده است .

یا در مورد مجازات فرد قاتل چگونه یاد شده است.

یا مجازات لواط چیست ؟؟؟

یا چگونه بیان شده آنها بزرگان خود را خدا میدونستند ولی چطور به بزرگ خود این طور توهین میكنند دروغ و تناقض در چه حد ؟؟؟

  تحریف و دروغ تا چه اندازه ؟؟؟؟

+ نوشته شده توسط باخیش در جمعه یکم خرداد 1388 و ساعت 11:52 |

آریائی های آلت پرست

هنگامی كه دربازار منیت وسفسطه نشخوار كردن نفرت و تعصبات مد شده است و دمیدن در شعله های نفرت داغ داغ است  عناصرجاندار  این وطن به جای تقرب به مشتركات  انسانی  جهت ایجاد اتحاد متاسفانه  با دستاویز كردن  قصه هائی كه  جز تحقیر اقلیتها هدفی ندارد بادكنك مسخره منیت خود را هوا میكنند....از یكطرف با صنم كردن یك مشت قصاب تاریخی به عنوان  توتم هاینوین عقده های حقارت خود را ارضا میكنند واز طرف دیگر با تحقیر عرب و ترك و......نسل كشی  شخصیتی به راه می اندازند تا در این  مزرعه سوخته درختهای غرورشان را بكارند ....

رهگذری درگوشم گفت تنها الماس الماس را میبرداكنون كه شما از طناب پوسیده تاریخ  شلاقی ساخته اید تا به جان روح اقلیتها ویا گروه های خاص بیفتید واز طرف دیگر با حباب جنایتهای قلدارن تاریخ  قالی سلیمان ساخته اید تا در آسمان توهم طیاره سواری كنید با همان الماس تاریخ  الماس سفسطه پوچتان را باید تراشید!!

متاسفانه مدتی است با استناد به سفرنامه این فضلان چماق تحقیر را برسر قوم ترك میكوبند كه دین كهن هم قوم های شما  آلت پرستیبوده است  ویادشان میرود تركان مسلمان در دربار خلفای بنی عباس چه جایگاهی داشتند ولی با استناد به رفتار جمعیتی خاص حكم كلی برای نسل كشی شخصیت تعداد بسیاری از هم وطنان ترك ساكن ایران امروز را میدهند كه نتیجه ان جز داغ شدن تنور نفرت و رشد عقده های خشم چیزی نیست !!واین جز یك رجز خوانی  نفرت انگیز چیزی نیست

اگر رفتار عده ای خاص از قومی خاص در قرون كهن نماد شخصیت و چماق تحقیر بر  سر قوم امروز است شرمتان باد كه هم قوم های شما از نسل نژاد هندو آریائی در سرزمین هند هنوز در حال آلت پرستی هستند كه با شما سفسطه گران باید براساس منطق شوم خودتان سخن گفت

آهای اریائی های  الت پرست كه در كوچ و هجرت تاریخی خود از یكدیگر جداشدید شما چرا دردنیای متمدن امروز هنوز درحال آلت پرستیهستید؟

اهای نژاد پرست ابله ...با توهستم .....اگر جرم و حماقت اغوزها(تركهای مورد اشاره یا هر چه میگویند) به تعبیر سفرنامه ابن فضلان در قرون كهن  پیشین /بهانه توبرای تحقیر ترك اذربایجان و تمام تركهای ایران است تا درسایتهایتان بخندید و فخر بفروشید  واز نظر نسخه پزشكی/ شما حكیمان تازه به دوران رسیده شصت پارا  به شقیقه مربوط میكنید پس حماقت هم تیره های شما و خانواده بزرگ آریائی تان نیز به شما مربوط میشود با این تفاوت كه آن اغوزهای ابن فضلان دیگر وجود ندارند ولی پسر عمو ودختر عموهای هم نژاد شما هنوز درحالت الت پرستی هستند. هنوز بسیاری از اسطورهای ایزدان مشتركتان به یادگار درمتون كهن باقی مانده است .. ..

دریكی از سایتها (وهمین كلوب كام)متن ذیل جلب توجه میكردكه البته به سرعت در حال تكثیر است  :

 احمدبن فضلان بن العباس بن راشد بن حماد,ادیب و فقیه عرب و صاحب مقام‌ و  مرتبتى‌ روحانى‌ در زمان مقتدر خلیفه عباسی، و مشهور به ابن فضلان  به  همراه سه نفر دیگر سفری به سرزمین اسلاوها در کرانه رود ولگا را آغاز میکند. ابن فضلان هدف سفر خود را اینگونه بیان میکند که، شاه اسلاوها از خلیفه عباسی تقاضا نمود تا هیئتی برای آموختن مسائل دینی و احکام اسلامی به آنجا بفرستد و نیز از او خواست تا دژی برایش بسازد تا در مقابل دشمنان(خزرهای تورک که آنان را غارت میکردند) از خود دفاع کنند.

در این سفرنامه حوادث عجیبی وجود دارد که در عین جذابیت قابل تامل است. یکی از مواردی که ابن فضلان به آن اشارت دارد طبایع و احوال مردم آسیای میانه مانند ترکان غز و باشقرد و خوارزم ... می باشد، به گونه ای که غزان را « خران گمراه » نامیده است. در سفرنامه ابن فضلان  مطالبى‌ دربارة این‌ مسائل‌ مى‌توان‌ یافت‌:

در کتاب جهانگردی ابن فضلان چندین فراز در پیرامون اتراک به شرح زیر آمده است:

" قبیله باشقرد،  این جماعت شرورترین و كثیف‌ترین ترك‌ها و سخت‌ترین ایشان در آدم‌كشی می‌باشند. ناگهان می بینید، مردی مرد دیگر را به زمین انداخته سر او را می‌بُرد و آن را برمی‌دارد و بدن‌اش را رها می‌كند. آن‌ها ریش خود را می‌تراشند و شپش می‌خورند. بدین شكل كه درزهای نیم‌تنه‌ی خود را جست‌وجو كرده، شپش‌ها را با دندان جویده، می‌خورند … هر یك از ایشان تكه چوبی به شكل آلت مردی تراشیده و به گردن خویش می‌آویزند و چون قصد سفر یا برخورد با دشمن كند، آن را می‌بوسد و بر آن سجده می‌گذارد و می‌گوید: «خدایا با من چنین و چنین بكن!» من به ترجمان گفتم از یكی از ایشان بپرس دلیل آن‌ها برای این كار چیست و چرا این آلت را خدای خود ساخته‌اند؟ گفت:« زیرا من از مانند آن بیرون آمده‌ام و برای خود آفریینده‌ای جز آن نمی‌شناسم! »

اندكی با خود اندیشیدم وبا خویش گفتم الویت اول برداشتهای تاریخی من سنگ نبشته هاست زیرا مورخین احساسات خود را در ثبت وقایع دخالت میدهند لذا برای شناخت دین تركان كهن به كتاب تاریخ خزران ازپیدایش تا انقراض نوشته (د.م.دانلب ترجمه محسن خادم  قسمت یهودی شدن خزرها به روایت منابع عبری صفحات 127 به بعد و وفرضیه های منشاء اویغوری خزرها صفحات 49 به بعد مراجعه كردم وسپس تحقیقی در خصصو ص دین اویغورهای مانوی و خزرهای یهودی و تركان ساكن مرزهای شمالی چین كه بودائی بودند و وبلغارهای مسیحی نمودم وسپس با تعجب با خودم گفتم اوج حقارت و رذالت و پستی یك گروه است كه با استناد به رفتار یك گروه شریعت كلی یك قوم را چماق تحقیر بر سر اقلیتی عظیم در ایران بكنند

به منابع مختلفی در خصوص سنگ نوشته های كشف شده از دشت اورخون و كتیبه كول تیگین  مراجعه كردم و با دقت در واژه تانری (تنگری)درزبان تركی به معنی خدا به این نتیجه رسیدم كه چگونه میتوان با وجود این كتیبه ((تنگری)) را الت تناسلی نامید ..استناد به این قصه مثل این میماند كه اگر زائری در سفر به ایران مردم خرافات زده و احمق یك روستا را دید كه به یك درخت چنار نذر ونیاز میكند((كه زیاد میبینیم)) برود ودر اروپا فریاد بكشد اهای این عجم های ایرانی عجب خرهائی هستند چون درخت چنار را خالق سیاه چاله های فضائی وكهكشاتنها میدانند!!!این منطق از صغری به كبری رسیدن است

خوب ابتدا الماس را درمیاوریم تا با منطق این نژاد پرستان ابله باالماس هم جنس تراششان بدهیم

                           آریائی های آلت پرست

 دین آلت پرستی در هندوستان

سرزمین هند نه تنها در زمینة آب و هوا و مردمان، سرزمین عجایب است، در زمینة ادیان هم سرزمین عجیبی است. تنوع و پیچیدگی عقاید در مبدأ هندوئیسم بسیار دامنه دار است. گفته‌اند در میان ادیان دنیا، دین هندویی مانند یك انبان فروشندة دوره گردی است كه هم اشیاء نفیس و عتیقه در آن دیده می‌شود و هم ملزومات روزمرة خریداران. دین هندو عبارت است از مجموعه اعتقادات و سازمانهای بیشمار و در هم آمیخته‌ای كه زمان پیدایش وداها به ظهور رسیده و تا كنون هم ادامه دارد. این دین دارای یك سلسله عقاید فوق العاده گوناگون و اعمال مختلف و متضادی می باشد.
مردم سرزمین هندوستان مردمانی دارای عقاید و دینهای گوناگون هستند. در آنجا از گاو پرستی و بت پرستی و ... گرفته تا آلت پرستیدر بین مردم رواج دارد. تا جایی كه به زشت‌‌ترین و قبیح‌ترین عضو بدن انسان، ارزش قائل شده و آنرا می‌پرستند. یكی از هفت معبد بسیار مقدس شیوا (لینگایی هند) است. در این معبد آلت تناسلی مردانه‌ایكه از نقره ساخته شده در وسط معبد قرار دارد، زیارت كنندگان مرد و زن هر دو به نیایش و استغاثه به درِ خانه این مجسمه (معبود) مشغول بوده هر كدام فرمولها و اوراد نیایشی خاصی را زمزمه می‌كنند و حاجات خود را طلبند.

  

         f0d2r0otp8op3cqnh7l.jpg

 نحوة پرستش «لینگا» (آلت مردانه)بدین صورت است كه آنرا با آب و یا شیر، پاك و استحمام می‌كنند، دیگران آنرا لمس كرده، روغنهای خوشبویی به آن مالیده، آن را با گلهای تزئینی زینت می‌كنند و عده‌ای نیز نذورات خود برای آنرا به كاهن (روحانی) معبد می‌دهند. این لینگا در یك یونی كه محل خاصی است قرار داده شده است. بالای آن نیز یك مخزن طلایی قرار داده‌اند تا دایماً قطرات آب روی لینگا (آلت مردانه)چكیده و آنرا مرطوب نگه دارد. این آب را بعداً جمع كرده و به عنوان (آبی مقدس) بین زایرین معبد تقسیم می‌كنند كه حالت (داروی) باروری را دارد.
استفاده از مخازن و یا حوضچه‌های مصنوعی آب در بیرون از معابد كه راه پله‌هایی در كنار آنها تعبیه شده كه شخص نیایشگر از طریق آنها به داخل حوضچه رفته و قبل از زیارت معبد خود را تطهیر کند، از دیگر رسوم این معابد است. در بعضی از اجتماعات و محلّات شیوایی، داماد مجسمه‌ای طلایی از این لینگا و یا آلت تناسلی مردانه را كه روی زنجیری از طلا نصب شده به گردن عروسمی‌اندازد و او هم هرگز به هیچ دلیلی آنرا از خود جدا نمی‌سازد

تمثال لینگا یا آلت تناسلیمردانه همچنین در نمازخانه منازل مسكونی نیز یافت می‌شود و نمونه‌‌های نسبتاً بدتراشیده شدة آن نیز در كنار جاده‌های روستایی و یا راههای كوهستانی به چشم می‌خورد. در مذهب لینگا پرستان كه همان آلت پرستی است، تعدادی فرقه‌های (گروههای) فرعی نیز وجود دارد. پیروان این آئین همواره یك لینگای كوچك سنگی (آلت) را كه در یك جعبة نقره‌ای قرار داده شده وبا خود حمل میكنند ودر خرابه‌های شهرهای هند هزاران مجسمه و نمونة آلات تناسلیپیدا شده است كه به صورت اولین تمثال و یا مجسمه برای پرستش و نیایش شیوا در آمده است. در تمام معابد شیوایی در نقطة مركزی معبد كه مقدسترین مكانهای مقدس معبد می‌باشد مجسمه‌ای از یك آلت تناسلیقرار داده شده است.

1=ادیان در جوامع امروز، ترجمة عبد الرحیم گواهی، انتشارات دفتر نشر و فرهنگ اسلامی، چاپ اول، 1374، ج1، ص246 و 247

. 2=تاریخ جامع ادیان، تألیف جان بی ناس

.3= تاریخ مختصر ادیان بزرگ، تألیف فلیسین شاله.

4=هندوئیسم، تألیف ك. م. سین

5=آشنایی با تاریخ ادیان، تألیف غلامعلی آریا

6=آریا، غلامعلی، آشنایی با تاریخ ادیان، انتشارات پایا، چاپ سوم، 1379، ص 60.

بت پرستی وپرستش اصنام در سرتاسر سرزمین هند واقوام هندو به مراتب مشاهده میشود این عمل در اشكال مختلف انسان وحیوان وحتی درقالب تصاویر ومجسمه های الات جنسی زنانه ومردانه است*********((كتاب ادیان زنده جهان نوشته رابرت هیوم ترجمه دكتر عبدالرحیم گواهی صفحه 62خط 13 تا 16)))

 وقتی  كه فهمیدم نژاد هند واروپائی را آریائی  میخوانند با خودم گفتم ...هی مسافر هیس مبادا تركان ایران  كه از این همه توهین ازرده هستند بفهمند پسرعموهای اریائی ما هنوز د رحال نیایش و پرستش الت تناسلی هستند ......زیرا نمیشود پركاه را درچشم دیگری بابت قرنها پیش در جمعی كوچك دید و لی تیر چوبی زنده امروز را درچشم پسرعموهایمان نبینیم

صدای خنده شیطانمی امد كه میخندید ومیگفت .....ای ابلهان خدایتان سوره تكاثر را نازل كرد تا در بیماری این حماقت ها به درد تفاخر وفخر فروختن مبتلا نشوید ولی شما ا بلهان با رجزهای كودكانه خود فقط ویترینی از حماقت هستید كه من حتی شرمم میشود بگویم شما لیاقت طعمه بودن را دارید زیرا حس منیت و تعصبات پوچ در شما چنان بیداد میكند كه من از استاد شما بودن شرمم میشود ....صدای شما مانند صدای ویز ویز مگسهای بی هویت فقط بروی نجاست منیت مینشیند تا خوراك فكری خود را ببلعد؟؟

درحالیكه به چماق زشت تحقیر آمیز نژاد پرستان ابله فارس فكر میكردم متن سنگ نبشته دشت اورخون را كه یك سند تاریخی است (جدا از منابع عبری یهودی بودن توده ای از تركان خزر و مانوی بودن ومسیحی بودن سایرین)اسكن كردم تا این جمله به یادگار درذهنم بماند وبا خودم بگویم مسافر كهكشان تو یك فارسی و لی خودت را به اهواری عالم بسپار تا هرگز به درد نخوت هم بعضی هم قومهای نژادپرست و متعصبت  دچار نشوی كه وجدان مرز انسان وحیوان است

مسافر كهكشان 1388.1.15

+ نوشته شده توسط باخیش در جمعه یکم خرداد 1388 و ساعت 11:50 |

سلام عبا شكلاتي

سلام كفش گلابي

سلام سيد خنده

سلام همه ترانه

سلام راوي شاهنامه فردوسي

سلام

سلام فاتح مسخره

سلام اقاي جوك و خنده

سلام خاتمي

ميخوام من هم برات ابابيل بازي در ارم

برم از ابيات شاعران

برات قصه تاريخي بسازم

هي برات تاريح بگم

قصه بسازم

از ترانه هاي مهر و عشاق

بعدش هم برم در خلوت

برات جوك و لطيف بسازم

ميخوام منم مثل تو ادعاي فرهنگي بگويم

بعدش هم همه دنيا رو رو دوشم بندازم

برم از نردبون تمدن

چك محكم به گوش خلق الله بنوازم

راستي راستي

تو هم ميگن تازگيها توهم ميزني

شب ها در خونه دنبال ساقي ميگردي

هي زنگ ميزني به مملي

بعدسش هم سراغ توسلي ها ميپلنگي

چند وقت ميگن با انصاري بد جوري اياقي

براي خالي نموندن خونه

با او جوكاتو صف ميبندي

اخه نا مروت

ميگن تو مفتش شهري

تو داروغه دهكده حقي

تو برا همه مظهر و نمائي

اخه چرا وقتي ميري خلوت

اين قدر كله پائي؟

راستي راستي تو سيدي؟

تو از اولاد علي

نواده محمدي؟

چرا اونائي كه علي رو دوست دارند

ذكرشو ذكر زهراست

عين اون مرشد خودت

فردوسي ملعون

به ناسزا ميبندي؟

يادته كه اون رفيقت

همون فردوسي عزيزت

برا اوني كه مدح زهرا كرده بود

چه قصيده اي به پا كرد؟

( زنان را ستائي سگان را ستاي                    كه يك سگ به از صد زن پارساي)

اخه دلقك بي شمايل

نفهم بيقواره

ميدوني كه چقدر بد ذاتي

يه مترسك بي صفائي؟

برو تو همون شاهنامه رو باز برا خوات بخون

ديگه از زهرا  نكن كنايه

ميدوني كه گفتن اين حرفا چقدر گناهه؟

.............

اره سيد دروغين

تو از سلاله شمري

تو فرزند خلف عمرو عاصي

تو يه مجوس زشتي

تو دشمن دين خدائي

تو عين يه انتر مقلد

اداي مرشدت رو در مياري

همون مرشدي كه در ابياتش

به هر كي غير پارسه تاخته

تا برا خودش درهم و دينار بياره

.............

راستي ميدوني چرا فارسا دارند زياد ميشن؟

چونكه سگ ها دارند

6تا6تا بچه ميارن

به مامانت بگو تا براي تو

چند تا داداش ديگه بياره

تا مثل تو

بره تو سازمان ملل

ادعاي گفتگوي تمدن دربياره

+ نوشته شده توسط باخیش در جمعه یکم خرداد 1388 و ساعت 11:47 |


Powered By
BLOGFA.COM